استعداد یا علاقه؟

+ گل پسر ما رو می بینین؟ ایشالا بزرگ که شد یه آقا مهندس پول‌‌دار میشه. همین الان دل و روده ی همه ی اسباب بازیاشو ریخته بیرون، معلومه که استعداد مهندس شدن و داره.
+ با هوش و ذکاوتی که ما تو بچه‌مون می‌بینیم کمتر از وکیل شدن حقش نیس. نرفته رشته انسانی که بشینه روحیات مردم و تحلیل کنه!
+ نگاه کن نشسته داره عروسکاشو معاینه میکنه یکی یکی، معلومه میخواد خانوم دکتر شه دختر ما!

استعدادیابی والدین در سنین کودکی از فرزندان یکی از عمده دلایلی است که امروز، ما را در جایگاه های فعلی مان قرار داده. جایگاه هایی که فقط وقتی ارزشمند تلقی می شوند که “آقا مهندس” یا “خانوم دکتر”  یا گزینه های مشابه باشند. شاید هیچ پدر و مادری برای فرزندش آرزوی “کابینت ساز” شدن را نکند.
این که آیا واقعا چنین ساختار ارزش‌گذاری ای صحیح است یا خیر مساله ی اکنون ما نیست. با فرضِ [محالِ] صحیح بودن این ساختار آیا ما استعداد‌های خودمان را درست کشف می‌کنیم؟

برداشتی که از مفهوم استعداد در زندگی روزمره ی ما می‌شود، عموما تعریف مفهوم علاقه است. این که من شدیدا علاقمند به “موزیسین” شدن هستم لزوما به معنی استعداد داشتن من در زمینه ی موسیقی نیست.

توجه به سه‌گانه ی علاقه، توانایی جسمی و توانایی روانی انجام یک فعالیت می تواند ما را به پیدا کردن درست استعداد های واقعی مان نزدیک تر کند.
فکر کنیم به اینکه در حال انجام چه کاری زمان از دست ما در می‌رود؟!

مطالعه ی درس استعدادیابی از متمم هم می تواند به طی کردن بهتر این روند کمک کند.

کپی رایت تصویر : Mechanical engineering

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *